معنی خمام
5 بازدید
[ خُ مْ ما ] (اِخ) بطنی است از ازد منهم جزیل بن محمد الزاهد و الفرزدق بن حواش المحدث. (منتهی الارب).[ خُ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان رشت است که در قسمت شمال شهرستان سر راه رشت به بندر انزلی واقع گردیده، بحدود زیر: شمال دریای خزر، خاور بخش لشت نشاء، باختر دهستان پیربازار، جنوب دهستان حومهٔ رشت. این بخش از دو دهستان حومه و خشکبیجار تشکیل شده: دهستان حومهٔ خمام دارای ۳۳ آبادی بزرگ و کوچک است. جمع سکنهٔ آن در حدود ۳۰ هزار نفر و قراء مهم آن عبارتند: از چوگام. شیجان، دافچاه، کلاچاه و گوراب جیر و تسیه. جمع بخش قراء خمام ۶۵ آبادی بزرگ و کوچک و جمعیت آن در حدود پنجاه هزار نفر است. هوای بخش مانند سایر نقاط گیلان مرطوب و معتدل و محصول عمدهٔ آن برنج و توتون و سیگار و ابریشم و کنف و بنشن، راه شوسهٔ رشت به بندر انزلی از وسط این بخش عبور می نماید. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ خُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی بخش خمام شهرستان رشت. این قصبه در ۱۳ هزارگزی شمال خاوری رشت و ۲۴ هزارگزی جنوب خاوری بندر انزلی سر راه شوسهٔ رشت به انزلی واقع است با مختصات جغرافیایی زیر: طول آن ۴۹ درجه و ۳۹ دقیقه. عرض آن ۳۷ درجه و ۲۲ دقیقه است. هوای این قصبه معتدل و مرطوب است. آب آن از چاه و نهر خمام رود و محصول عمدهٔ آن برنج و ابریشم و صیفی است. سکنهٔ این قصبه در حدود ۲۰۰۰ نفر روزهای یکشنبه بازار عمومی دارد و در این روز عدهٔ زیادی از نقاط مختلفهٔ گیلان با اتومبیل و اسب به این محل روی می آورند و معاملات زیادی صورت می گیرد. در حدود ۲۷۰ باب دکان و یک دبستان بدانجاست. ادارات دارائی و بخشداری و آمار و فرهنگ و ژاندارمری و بهداری بخش در این قصبه است. این دهکده بوسیلهٔ تلفن با رشت و انزلی مربوط می باشد. درمانگاهی از طرف انجمن خیریهٔ محلی تأسیس و در اختیار بهداری گذارده شده و اخیراً نیز کارخانهٔ برنج کوبی در این قصبه دایر گردیده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «خمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر