معنی خمارکش
5 بازدید
[ خُ کَ / کِ ] (نف مرکب) متحمل خماری. آنکه خمار است : سلام کردم و با من بروی خندان گفت که ای خمارکش مفلس شراب زده.حافظ.
کلمات همقافیه با «خمارکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر