معنی خمارشکن
6 بازدید
[ خُ شِ کَ ] (نف مرکب) آنچه خماری را از بین برد. شربتها و آچارها که تخفیف خمار دهد. (یادداشت بخط مؤلف): کاین خمارت به از خمارشکن.سنائی. ساقی آرد گه خمارشکن فقع شکرین ز دانهٔ نار.خاقانی. اما این نوبت مهمان شیرگیر بود و میزبان بر خمارشکن تدبیر آبی سرد خواست و بر سر ریخت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «خمارشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر