معنی خل عنصل

معنی خل عنصل

8 بازدید
[ خَ لْ لِ عُ صُ / صَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بپارسی سرکهٔ عنصل گویند چون دو درم از او بر نهار بیاشامند، بخرم و ضیق النفس و عرق النساء را نفع دهد و آواز را صاف گرداند و درد معده را دفع کند و مصروع را سودمند آید و چون در گوش چکانند گرانی گوش را ببرد و سرکهٔ عنصل چنین سازد که صد مثقال پیاز عنصل مشوی را در هشتصد مثقال سرکهٔ انگوری گذاشته دو هفته در آفتاب گرم نهند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).
[ خَ لْ لِ عُ صُ / صَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بپارسی سرکهٔ عنصل گویند چون دو درم از او بر نهار بیاشامند، بخرم و ضیق النفس و عرق النساء را نفع دهد و آواز را صاف گرداند و درد معده را دفع کند و مصروع را سودمند آید و چون در گوش چکانند گرانی گوش را ببرد و سرکهٔ عنصل چنین سازد که صد مثقال پیاز عنصل مشوی را در هشتصد مثقال سرکهٔ انگوری گذاشته دو هفته در آفتاب گرم نهند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).

کلمات هم‌قافیه با «خل عنصل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید