معنی خلنج

معنی خلنج

6 بازدید
[ خَ لَ ] (ع اِ) خدنگ. درختی نیک سخت که از چوب آن تیر و نیزه سازند. (منتهی الارب). ج، خلانج : کمان و تیر و خدنگ و چوب خلنج بسیار افتد. (حدود العالم). درختی است شبیه به درخت گز و در چین و بلاد روس زیاد بزرگ می شود برگش مثل برگ گز و گلش کوچک و سرخ و زرد و سفید نیز می باشد و ثمرش مثل خردل است گرم و خشک و شکوفهٔ او تندتر و قوی تر از سایر اجزاء او و شکوفه و برگش جهت گزیدن هوام و روغن او که شکوفه را در آن ریخته سه هفته در آفتاب گذاشته باشند جهت اعیا و درد مفاصل و نقرس نافع و نشارهٔ چوب او را هم این اثر است. و یک مثقال از تخم او با عسل حافظ دل است از ضرر سموم و خوردن چیزی در ظرف چوب او مانع خفقان است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن): لبن البخت فی قصاع الخلنج. (از یادداشت بخط مؤلف). || خارشتر. علف ترنجبین. (یادداشت بخط مؤلف). || (ص) هرچیز دورنگ و ابلق. (ناظم الاطباء): کرد کون تو بدان علت بد همه شلوار تو رنگین و خلنج.سوزنی. عبداللََّه عباس گفت: سگ ایشان سرخ بود گفت: زرد بود... کلبی گفت: خلنج بود. (فتوح ج ۳ ص ۴۱۱). || نوعی فیروزه باشد. (نقل از نخبةالدهر دمشقی). جزع. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به الجماهر بیرونی شود.
[ خِ لَ ] (اِ) کبوتری که تمام آن سیاه باشد مگر یک یا دو پر از بال آن که سپیده بود. (از ناظم الاطباء). || هر چیز دورنگ و ابلق. خَلَنج (ناظم الاطباء).
[ خِ لِ ] (اِمص) نشکنج. عمل گرفتن عضوی و کندن به ناخن. (ناظم الاطباء). نیشگون. (یادداشت بخط مؤلف). || خوابیدگی و بی حسی عضوی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «خلنج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید