معنی خلمده
7 بازدید
[ خِ دِهْ ] (نف مرکب) بینیی را گویند که پیوسته آب و خلم از آن روان باشد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج): کشیده قامت و گل روی و مشکبوی وی است خلمده بینی و چمچاخ و گنده قوز منم . سوزنی.
کلمات همقافیه با «خلمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر