معنی خلل کردن
8 بازدید
[ خَ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) خراب شدن. ویران گشتن. خراب گشتن : این سرایی است که البته خلل خواهد کرد خنک آن قوم که در بند سرای دگرند. سعدی. چو دور جوانی خلل می کند بپایان پیری چه امید ماند.سعدی.
کلمات همقافیه با «خلل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر