معنی خلل انداختن
6 بازدید
[ خَ لَ اَ تَ ] (مص مرکب) خرابی ایجاد کردن. تباهی ایجاد کردن. || تفرقه ایجاد کردن : دل عارف غبارآلودهٔ کثرت نمیگردد نیندازد خلل در وحدت آئینه صورتها.؟
کلمات همقافیه با «خلل انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر