معنی خلقاء
7 بازدید
[ خَ ] (ع ص) مؤنث اخلق. رجوع به اَخلَق در این لغت نامه شود. || سم بی شکاف. || زن رتقاء؛ یعنی زن بسته فرج. || صخرهٔ بی شکاف. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). - صخرة خلقاء؛ سنگ املس. (منتهی الارب). || (اِ) شکستگی. || پهلوی شتر و جز آن . (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). یقال: ضربت علی خلقاء جنبه.
کلمات همقافیه با «خلقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر