معنی خلفیة
[ خَ لَ فی یَ ] (اِخ) گروهی از خوارج عجارده و از یاران خلف خارجی که از خوارج کرمان و مکرانند و خیر و شر را مطلقاً بخدا نسبت می دهند و می گویند: با آنکه کودکان مشرکان ارتکاب هیچ عمل خلافی نکرده و برای آفرینندهٔ مطلق انبازی نجسته اند، باز در دوزخ جای دارند. رجوع به تعریفات جرجانی و کشاف اصطلاحات فنون شود.[ خَ لَ فی یَ ] (اِخ) پیروان خلف بن عبدالصمد یکی از فرق پنجگانهٔ زیدیه اند. آنها می گویند که نماز در پشت سر امام جایز نیست. رجوع به بیان الادیان و خطط ج ۴ ص ۱۷۸ و خاندان نوبختی ص ۲۵۵ و مفاتیح العلوم ص ۲۱ شود.
کلمات همقافیه با «خلفیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر