معنی خلفی
[ خَ ] (ص نسبی) پشتی. عقبی. چیزی که در پس واقع شود. ضد قدامی. (ناظم الاطباء). (از: خلف عربی +یای نسبت فارسی).[ خَ لَ ] (ص نسبی) متوالی. پی درپی. (ناظم الاطباء). (از: خَلَف عربی +یای نسبت فارسی).(اِخ) شعبه ای است از رود جراحی. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خلفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر