معنی خلعی
7 بازدید
[ خُ ] (ص نسبی) منسوب به خلع که نوعی طلاق است. رجوع به خُلع در این لغت نامه شود. - طلاق خلعی؛ طلاقی که از طریق خلع حاصل میشود. رجوع به خلع در این لغت نامه شود.(اِخ) علی بن حسن بن حسین بن محمد قاضی. رجوع به علی بن حسن بن حسین بن محمد قاضی در این لغت نامه شود.(اِخ) محمد افندی کامل الخلعی. او راست: ۱- الموسیقی الشرقی که با مساعدت ادریس بک راغب تألیف کرده. ۲- نیل الامانی فی ضروب الاغانی. (از معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «خلعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر