معنی خلعی

معنی خلعی

7 بازدید
[ خُ ] (ص نسبی) منسوب به خلع که نوعی طلاق است. رجوع به خُلع در این لغت نامه شود. - طلاق خلعی؛ طلاقی که از طریق خلع حاصل میشود. رجوع به خلع در این لغت نامه شود.
(اِخ) علی بن حسن بن حسین بن محمد قاضی. رجوع به علی بن حسن بن حسین بن محمد قاضی در این لغت نامه شود.
(اِخ) محمد افندی کامل الخلعی. او راست: ۱- الموسیقی الشرقی که با مساعدت ادریس بک راغب تألیف کرده. ۲- نیل الامانی فی ضروب الاغانی. (از معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «خلعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید