معنی خلعتی
7 بازدید
[ خِ / خَ عَ ] (ص نسبی، اِ) آنچه بخلعت دهند. (یادداشت بخط مؤلف). - اسب خلعتی؛ اسبی که هبه کرده شده: حُمَلان؛ اسب پیش کشی . || آنچه عروس برای خویشان شوی از البسه بخانهٔ شوهر آرد. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خلعتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر