معنی خلر
6 بازدید
[ خُ / خَ لَ ] (اِ) نوعی از غله شبیه بکرسنه. (ناظم الاطباء). جلبان. (یادداشت بخط مؤلف). نباتی است که میوه آن در غلافی است مانند غلاف باقلا و در طعم نزدیک به باقلاست و دانه های آن نزدیک به گردیست. در عربی بعضی خلر را باقلا و برخی جلبان و برخی ماش دانسته اند: دانه ای است شبیه کرسنه و ساقهٔ او کمتر از ذرعی و برگش ریزه و گلش مابین سفیدی و زردی و غلافش شبیه به غلاف باقلا کوچکتر و پوست آن غلیظتر و عریض تر و بسیار سفید باشد و دانهٔ او بقدر نخود کوچکی آنرا جلبان ابیض نامند. دوم آنکه کوچکی و تدویر کمتر از اول می باشد و آنرا بنقه نامند و مذکور شد. سوم طویل الغلاف قریب به باقلا و سیاه رنگ و دانهٔ آن مستدیر مایل بزردی است و بسیار تلخ و در مصر بسیله گویند. چهارم دانهٔ او کوچکتر و پهن و اغبر است و جلبان اسود نامند و پنجم رقیق الغلاف سفیددانه است و او را قصاص گویند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). گیاهی است ازتیرهٔ بقولات و از دستهٔ پیچی ها که دانه هایش شبیه به نخود و یا پوست تیره رنگ متمایل به سیاه است که جزو بنشنها محسوب است. و در تداول اهالی خراسان، آنرا مُلْمُلی گویند. (از گیاه شناسی گل گلاب).[ خُ لْ لَ ] (اِخ) مکانی نزدیک بدو منزلی شیراز و اطراف آن کوه و خانه ها در پهلوی کوه ساخته اند و بیشتر محصول آنجا کوه ها تاک انگور است و آب آن از باران و انگور آن ضخیم و سطبر پوست و شیرین شود و از آن شیره و دوشاب پزند و به اهل شهر فروشند. غالب ارامنه آن انگور را شراب کنند و بعمل آورند و بدور و نزدیک فرستند و فروشند و بروم و فرنگ برند و پسندند و مشهور عالم گردیده، چنانکه شعرا در اشعار آورده اند. (از انجمن آرای ناصری): تعالی زین نگار خلری و جلوه های او که گاهش جلوه اندر روم و گاهی در فرنگستی. ؟ (از انجمن آرای ناصری). آبی که آبکش کند اندر خم کی همچو باده ایست در خلر. ؟ (از انجمن آرای ناصری). رجوع به خلار در این لغت نامه شود. - شراب خلر؛ شراب معروف بی نظیر است که در خلر (خلار) نزدیک شیراز بعمل می آید.
کلمات همقافیه با «خلر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر