معنی خلان
7 بازدید
[ خَ ] (نف، ق) خَلَنده. در حال خلیدن. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ لْ لا ] (ع اِ) جِ خَلیل. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد): پسر گفت: ای پدر! فوائد سفر بسیار است از نزهت خاطر و تفرج بلدان و مجاورت خلان. (گلستان سعدی).[ خَ ] (اِ) لای و لجن ته حوض. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر