معنی خلال کردن
7 بازدید
[ خِ / خَ کَ دَ ] (مص مرکب) درآوردن خردهٔ غذا میان دندانها بوسیلهٔ خلال. (یادداشت بخط مؤلف): ز نوک نیزه بدندان خلال خواهی کرد.؟ || کنایه از دست از طعام بازکشیدن. (آنندراج). || ریزریز کردن پوست نارنج و غیره. (از حاشیهٔ بر برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «خلال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر