معنی خلاف ورزیدن
6 بازدید
[ خِ / خَ وَ دَ ] (مص مرکب) مخالفت کردن. راه موافقت نسپردن. تَقَطُّر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خلاف ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر