معنی خلاف بلخی
7 بازدید
[ خِ / خَ فِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بیدمشک. بهرامج، رَنَف. بهرامه. بهرامج البر. (یادداشت بخط مؤلف): بفارسی بید مشک گویند و در شام شاه بید، گلش قبل از برگ بهم میرسد بقدر بلوطی و ملون بزردی و اندکی سرخی و سیاهی و سفیدی و بسیار خوشبو و جالینوس سرد و تر دانسته و جمعی دیگر در اول گرم و مایل بخشکی بیان نموده اند. محلل و ملطف و مفتح سده خفیفهٔ دماغی، مقوی دل، دماغ و مسکن صداع که از بخار و مواد حاره باشد و ملین طبع و عرق او در جمیع افعال قوی تر از عرق بید و گلاب و ملین طبع و مقوی دل و معین باه و مقوی احشاست و چوب و برگ او در خواص و مصلح و قدرت شربت مثل بید است و روغن بیدمشک و شکوفهٔ بید سرد و مخفف و مسکن دردسر حار و مانع صعود بخارات و خوردن او مانع غلیان خون بسیار گرم و بدلش روغن گل و طریق عمل او مثل روغن بنفشه است و چون با مغز بادام بطریق بنفشه و بادام گیرند الطف است بدل عرق او عرق نیلوفر. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «خلاف بلخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر