معنی خلافورزی
7 بازدید
[ خِ / خَ وَ ] (حامص مرکب) مخالفت. مناقضت. ضدیت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلافورزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر