معنی خلافتدار
4 بازدید
[ خِ فَ ] (نف مرکب) نگاهدارندهٔ خلافت. جانشین. نایب : این چور کن هوا لطافت باش وآن چور کن زمین خلافت دار.خاقانی.
کلمات همقافیه با «خلافتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر