معنی خقیق
5 بازدید
[ خَ ] (ع مص) آواز کردن شرم زن. منه: خق الفرج خقیقاً. || جوش زدن دیک و بانگ کردن آن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). منه: خَقَّ القِدْرُ.
کلمات همقافیه با «خقیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر