معنی خق
5 بازدید
[ خَ ق ق ] (ع اِ) شکاف در زمین که کسی اندر وی پنهان تواند شد. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). ج، اَخقاق، خقوق. جج، اَخاقیق. || حوض خشک. (منتهی الارب).[ خُ ق ق ] (ع اِ) حوض و تالاب پررخنه که آب در آن جمع نگردد و خشک باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خق» برای سرودن شعر