معنی خفنج
7 بازدید
[ خَ فَ ] (اِ) نفع. فایده. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || عیش و طرب. || ناز و غمزه. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).[ خُ فُ ] (اِ) مجسمه خصوصاً مجسمهٔ مردمان بزرگ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خفنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر