معنی خفریق
7 بازدید
[ خَ ] (اِ) ندامت. || (ص) زشت و بدهیکل. (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف): چنانکه معشوق کسی با همه خونها و خفریقها مشترک است ولی عاشق بجز خوبی از او چیز دیگری نمی بیند. (فیه ما فیه). || شرمگین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خفریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر