معنی خفری
9 بازدید
[ خَ ] (اِ) قالی ستبر: کشیده بت و شال و خفری رده ملای مله جمله برهم زده.نظام قاری. وجود پنبه بمخفی چو باد در قفس است ولی بکاسر و خفری چو آب در غربال. نظام قاری.[ خَ ] (اِخ) نامش شمس الدین محمدبن احمد و شهرتش خفری است. مولدش خفر فارس بود. او که بنام فاضل خفری نیز معروف است سالها شاگردی سعدالدین تفتازانی کرد و صاحب حواشی و شروح چندی است که از آن جمله است شرح تذکره خواجه نصیرالدین طوسی که بسال ۹۳۲ هـ .ق. از تحریر آن فارغ شد. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر