معنی خفرق
6 بازدید
[ خَ رَ ] (ص) دشنامی است مر فارسیان را یعنی سست رگ و بی غیرت و زشت روی و بدخوی. (ناظم الاطباء) (از آنندراج): ازین خفرقی موی کالیده ای بدی سرکه بر روی مالیده ای . سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خفرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر