معنی خفر
7 بازدید
[ خَ ] (ع مص) مزد گرفتن بجهت امان دادن و پناه دادن بر اثر آن مزد. || شکستن پیمان و غدر کردن با کسی. خُفور. خَفور، منه: خفر به خفوراً (بفتح و ضم خاء). || وفا کردن بعهد خود، منه: خفر بعهده خفراً. || نگاهبان و بدرقه شدن و نگاهداری کردن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد).[ خَ فَ ] (ع اِمص) نیک شرم. شرمگینی. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).[ خَ فَ ] (ع مص) نیک شرمگین شدن آن زن. (منتهی الارب) (از تاج العروس). منه: خفرت المرأة خفراً.[ خَ ] (اِخ) یکی از بلوکات ولایت خمسهٔ فارس. طول آن ۵۴هزار گز و عرض آن ۲۴هزار گز، حد شمالی سروستان، شرقی فسا. جنوبی صیمکان، غربی خواجه و میمند. آب و هوا معتدل و جمعیت در حدود ۱۸۰۰۰ تن. مرکز آن خفر. عدهٔ قری ََ ۴۵. (یادداشت بخط مؤلف). حمداللََّه مستوفی آرد: خفر، شهری وسط است بزرگتر از کوار هوای معتدل دارد و در آن حدود از آن هوا بهتر نیست. آبش گوارنده است و زمینش غله بوم. میوه های سردسیری و گرمسیری همه در او باشد و نیکو بود و قلعه ای محکم دارد و آنرا تیرخدا خوانند و در او نخجیر کوهی و دشتی فراوان بود. (از نزهة القلوب چ لیدن ص ۱۱۶). در فرهنگ جغرافیایی آمده است: نام یکی از بخشهای چهارگانهٔ شهرستان جهرم بحدود و مشخصات زیر: شمال بخش سروستان، باختر دهستان کوار و فیروزآباد، جنوب بخش صیمکان و کوهک، خاور بخش کردیان. این بخش در شمال شهرستان واقع و هوای آن در حوزهٔ رودخانهٔ قره آغاج، گرمسیری و مالاریائی و در قسمت کوه های سفیددار معتدل و سالم است. عمدهٔ آب آن از رودخانهٔ قره آغاج و چشمه سارهای متعدد و احیاناً از قنات می باشد. محصولات عبارتند از: غلات، برنج، خرما، مرکبات، میوه، بادام، صیفی و شغل اهالی زراعت، کسب و باغبانی و صنعت دستی آنها قالی بافی است. این بخش از دو دهستان بنام خفر و گوکان تشکیل شده و مجموع قرا و قصبات آن ۴۵ و تعداد نفوس آن در حدود هفده هزار نفر است. مرکز بخش قصبهٔ باب انار است که در دهستان خفر و کنار راه شوسهٔ شیراز به جهرم قرار گرفته. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). رجوع به فارسنامهٔ ناصری شود.[ خَ ] (اِخ) نام یکی از دو دهستان بخش خفر شهرستان جهرم بحدود و مشخصات زیر: شمال کوه مشهور به «گر» که این دهستان را از بخش سروستان جدا می کند، جنوب کوه سفیدار و تنگ تادوان که حد فاصل این دهستان با گوکان و جلگهٔ میمند است، خاور تنگهٔ مخک از باختر دهستان کوار می باشد. این دهستان قسمت شمال بخش را فراگرفته و منطقهٔ آن در شمال باختری کوهستانی و در سایر قسمتها جلگه است و رودخانهٔ قره آغاج از وسط آن جاریست. هوای آن در قسمتهای جلگه گرم می باشد. آب مشروب و زراعتی آن از رودخانهٔ قره آغاج و چشمه سار و قنات است. محصول آن عبارت از غلات، خرما، مرکبات، بادام، میوه و حبوباتست. شغل اهالی زراعت، باغبانی و کسب و صنعت دستی آنها قالی بافی و زبان آنها فارسی است. خفر از ۳۷ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل یافته و در حدود ۱۵۰۰۰ نفر جمعیت دارد. قرای مهم آن عبارتند از: خانه کهدان، برایجان، آب سرد، شهر خفر، آبادشاپور، تادوان، فتح آباد، کته، آسمان جرد و علی آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ خَ ] (اِخ) دهی است از دهستانهای مرکزی بخش نطنز شهرستان کاشان. واقع در ۷هزارگزی خاور نطنز، این دهکده کوهستانی با ۵۳۰ تن سکنه است. آب آن از ۶ رشته قنات و محصول آن غلات، حبوبات، ابریشم، میوه، خربزه، هندوانه و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه آنجا مالرو است و دو مزرعه جزء این ده می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ خَ ] (اِخ) دهی است از بخش سمیرم بالا شهرستان شهرضا. واقع در ۵۲هزارگزی جنوب باختری سمیرم متصل براه مالرو خفر به شیبانی، این دهکده کوهستانی و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالی و جاجیم بافی و راه آنجا مالرو و یک باب دبستان و زیارتگه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ خَ ] (اِخ) نام رودخانه ای است در فارس. توضیح آنکه: چون رودخانهٔ کوار داخل بلوک خفر شود آنرا رودخانهٔ خفر گویند. آب آن شیرین و گواراست. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر