معنی خفت روح
6 بازدید
[ خِ فْ فَ تِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سبکی روح. صفای باطن. پاکی روح : و چون شاخ شبابش در نیکونامی نامی شد... بکمال فضل و ادب و شمول کیاست و هنر و خفت روح و حلاوت حرکات... بر چشم و دل وزراء ملک و اکابر عصر... محبوب و شیرین شد. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۲).
کلمات همقافیه با «خفت روح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر