معنی خفتیدن
6 بازدید
[ خُ دَ ] (مص) خسبیدن. مصدر دیگریست برای خوابیدن. خفتن و بهمه معانی آن استعمال میشود. || بوسیدن یکدیگر. (ناظم الاطباء). || غلطیدن. (آنندراج). پیچیدن و گردیدن. || راحت شدن. (ناظم الاطباء). || ماست گردیدن شیر و جغرات شدن آن. (برهان قاطع). || بر زانو نشستن. (ناظم الاطباء). || بزانو درآمدن شتر. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «خفتیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر