معنی خفتو
7 بازدید
[ خُ ] (اِ) کابوس. خفتک. (ناظم الاطباء). و آن سنگینیی است که در خواب بر مردم افتد. عبدالجنه. (برهان قاطع). نیدلان. جاثوم. ضاغوت. سُکاجَه. (ملخص اللغات حسن خطیب) دِئثان. دَیَثانی. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خفتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر