معنی خفتار
7 بازدید
[ خَ ] (اِخ) لقب پادشاه جزیره و پادشاه حبش و آنرا حیقار و جَیْفار نیز گفته اند. (از منتهی الارب) (آنندراج).[ خُ ] (اِمص) خواب. نوم. (یادداشت بخط مؤلف). - خرم خفتار؛ خوش خواب. خوش بخواب : آنگاه بهرام گور خفتن می خواست و سماربن خوش اجازهٔ بازگشتن میخواست داد، می گفت: خرم خفتارا. (از کتاب التاج منسوب به جاحظ ص ۱۱۸).
کلمات همقافیه با «خفتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر