معنی خط مشکین
7 بازدید
[ خَ طْ طِ مِ / مُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خط سیاه. || خط سیاه عارض خوبان مزلف. (ناظم الاطباء): لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش نیست بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد. حافظ.
کلمات همقافیه با «خط مشکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر