معنی خط روان
7 بازدید
[ خَ طْ طِ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خطی که بی تأمل خوانده شود و هم چنین رقم خوانا. ناخوان مقابل آن. (آنندراج): چنان خط معنیش خوانا فتاد که هر کور فهم است دانا فتاد. ظهوری (آنندراج). صبا سواد چمن را چو نسخه کرد بر آب بگل نمود که بنگر خط روان مرا. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خط روان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر