معنی خط درآوردن
8 بازدید
[ خَ دَ وَ دَ ] (مص مرکب) مخطط شدن جوان ساده رو. (آنندراج). موی بر عارض جوان روئیدن.
کلمات همقافیه با «خط درآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر