معنی خط تیغ
8 بازدید
[ خَ طْ طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خطی که تیغ ایجاد کند. زخم : می کرد حباب دل دشمن خط تیغت هر نقطه از آن قابل تقسیم برآمد. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خط تیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر