معنی خط تازیانه
7 بازدید
[ خَ طْ طِ نَ / نِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خطی که از زدن تازیانهٔ بر اندام پدید آید. (آنندراج): چه دست می نهی ای شهسوار بر دوشم حمائلی بده از خط تازیانهٔ خویش. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خط تازیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر