معنی خط بسر خویش دادن
9 بازدید
[ خَ بِ سَ رِ خوی / خی دَ ] (مص مرکب) کنایه از حجت به قتل خویش دادن. (آنندراج): از بحر گفت بخامه نمها دادند جانی بورقها ز رقمها دادند تا بر خط دیگران دگر سر ننهند خطی بسر خویش قلمها دادند. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خط بسر خویش دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر