معنی خط برآوردن
6 بازدید
[ خَ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) آشکار کردن حجت برای اثبات دعوی خود. || مخطط شدن جوان ساده رو. (آنندراج). موی تازه بر عارض جوان روییدن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خط برآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر