معنی خط آوردن
8 بازدید
[ خَ وَ دَ ] (مص مرکب) تازه ریش در آوردن. تازه خط بر صورت در آمدن : دویست غلام بیشتر خط آورده همه خیاره و مبارز و اهل سلاح بگزید. (تاریخ بیهقی). بازآمد و آن رونق پارینش نیست خط خویشتن آورده که من معزولم.سعدی.
کلمات همقافیه با «خط آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر