معنی خط آزادی
8 بازدید
[ خَ طْ طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قباله و چک که مولی در تحریر عبدی دهد. برات آزادی. (یادداشت بخط مؤلف). مقابل خط غلامی. (آنندراج): گفت که از دست بند عشق تو جستم کم خط آزادی از عذار برآمد.سوزنی. خط آزادی نگیری صائب از بی طاقتی تا ز جان خود چو مرغ نیم بسمل بگذری. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خط آزادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر