معنی خطیب عمری
6 بازدید
[ خَ عُ ] (اِخ) یاسین بن خیراللََّه بن محمودبن موسی. مورخ و از فاضلان موصل و ادیبان و شاعران آن ناحیت بود. او تألیفات خود را که از مطالعات زیاد فراهم می آورد، جمع کرد و بنزد بزرگان و ثروتمندان می برد و بدینوسیله از آن جایزه می گرفت. از کتب اوست: «غرائب الاثر فی حوادث ربع القرن الثالث عشر» و «منیةالادباء فی تاریخ الموصل حدباء» و «منهج الثقات فی تراجم القضاة» و «الدرالمکنون فی مآثر الماضی من القرون» و «عنوان الاعیان فی ذکر ملوک الزمان» و «الروضةالفیحاء فی تواریخ النساء» و «عمدةالبیان فی تصاریف الزمان» این کتابی است در تاریخ و «العذب الصافی فی تسهیل القوافی» و «الآثارالجلیة» که تاریخی وقایع السنین گونه است و «السیف المهند فیمن اسمه احمد» و «قرةالعین فی تراجم الحسن و الحسین» و «الروض الزاهر فی تاریخ الملوک الاوائل و الاواخر» که بر ترتیب حروف هجاء ترتیب یافته است و «روضةالمشتاق» در ادب و «الخریده العمریة» در پزشکی و «الدرالمنتشر فی تراجم فضلاء القرن ثانی عشر» (از اعلام زرکلی چ ۲ ج ۹ ص ۱۵۵).
کلمات همقافیه با «خطیب عمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر