معنی خطوط
7 بازدید
[ خُ ] (ع اِ) جِ خط. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). || سند. نوشته گواهی : بفرمود تا بدیار شام و زمین حجاز... بگشتند و خطوط از جملهٔ سادات و علویان بستدند. (کتاب النقض). - خطوط شعاعی؛ مجموعه ای از خطوط که از یک نقطه گذرد.
کلمات همقافیه با «خطوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر