معنی خطری
6 بازدید
[ خَ طَ ] (ص نسبی) بزرگ. عظیم : نعمت و مال جهان را بر او نیست شرف اینت مردی و خطر شاد زیاد این خطری. فرخی. خطری شاهی وز نعمت و جاه تو شود مردم خطی اندر کنف تو خطری.فرخی. سخن با خطر تواند کرد خطری مرد را جدا ز حقیر. جز براه سخن چه دانم من که حقیری تو یا بزرگ و خطیر.ناصرخسرو. خطری را خطری داند مقدار و خطر نیست آگاه ز مقدار شهان گاه و سریر. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر