معنی خطرة
5 بازدید
[ خَ رَ ] (ع اِ) گیاهی است. (منتهی الارب). || داغی مر شتران را. (منتهی الارب) (از تاج العروس). || گاهی. بعضی از اوقات. منه: مالقیته الاخطرة؛ ملاقات نکردم با وی مگر گاهی. (منتهی الارب). || اندیشه. آنچه بر خاطر گذرد. همزه. ج، خَطَرات : در خموشی هر سه را خطرة یکی در سخن هم هر سه را حجت یکی.مولوی. و خطره از سر بیار... خطره که بسرت درآید آنرا رشک خوانند. (مجالس سعدی). همزه؛ خطره ای که شیطان در دل اندازد. (منتهی الارب). - خطرةالجن؛ مس دیو. (منتهی الارب). - لعب الخطرة؛ جنبانیدن مخراق که فوطه پیچیده و تافته باشد که در بازی بهم زنند. (منتهی الارب).[ خِ رَ ] (ع اِ) واحد خِطر است که بمعنی وسمه می باشد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خطرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر