معنی خطرب
5 بازدید
[ خُ رُ ] (ع ص) مفتری. دروغگو. (از منتهی الارب) (از تاج العروس). منه: رجل خطرب؛ مرد مفتری دروغگوی. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خطرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر