معنی خطاف

معنی خطاف

6 بازدید
[ خَ طْ طا ] (ع اِ) شیطان. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). || (ص) روشنی ناپایندهٔ زودگذر. مبالغه در خاطف. (از اقرب الموارد). || ربایندهٔ بکارت بزور. (منتهی الارب) (از تاج العروس). || فاسق. (منتهی الارب).
[ خَ طْ طا ] (ع اِ) پرستک. (تفسیر ابوالفتوح مروزی). پرستو. فراستوک. پرستوک. فراشتوک. عصفورالجنه. چلچله. (یادداشت بخط مؤلف). ابابیل. (غیاث اللغات): خدای تعالی مرغانی را بفرستاد همچون خطاف که آنرا پرستوک خوانند تا بلب دریا شدند؛ هر یکی سه پاره گل برگرفتند دو بپای و یکی بمنقار و بهوا اندرپریدند و بر زبر سر آن لشکر بایستادند. (ترجمهٔ طبری بلعمی). مرغک خطاف را عنبر بماند در گلو چون بخوردن قصد سوی عنبر شهبا کند. منوچهری. سر او چون دم خطاف دو نیم.خاقانی. عجب نبود که اختطاف خطاف از زبان ضعیف و تعرض پشهٔ حقیر کوتاه گردد. (سندبادنامه). گر عنایت کند نگه دارد تن پشه ز خطفهٔ خطاف.(سندبادنامه). پرستک را به تازی خطاف گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). به فارسی پرستوک و به ترکی قرلانقوج به دیلمی چچلا نامند و از طیور معروفه است گوشت او در سیم گرم و خشک و کباب آن مفتح سدد و دافع سنگ مثانه و رافع یرقان و امراض سپرز و آشامیدن یک مثقال از خشک مسحوق او جهت قوت باصره و غرغرهٔ آن با آب جهت خناق و جمیع امراض حلق نافع و طلای سوختهٔ او، همین آثار دارد و اکتحال محرق او مقوی باصره. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). نوعی مار که رنگ او همچون رنگ خطاف است. (یادداشت بخط مؤلف). || آهن کج که محور بکرهٔ چاه بروی گردد. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || آهن کج و سرتیز. (منتهی الارب) (از تاج العروس). عقاقه. (بحر الجواهر). - خطاف جبلی؛ عوهق. رجوع به عوهق در این لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «خطاف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید