معنی خضریات

معنی خضریات

7 بازدید
[ خُ ری یا ] (ع اِ) نباتات سبز تر. (از آنندراج) (از غیاث اللغات): و بر جریب خضریات از تره و پیاز و سیر و غیر آن سه درهم. (تاریخ قم ص ۱۸۲). و آنک از خضریات و دیگر درختها که در کروم معینه باشد، آنرا حساب ننمایند. (تاریخ قم ص ۱۰۷). به هر جریب از بقول و خیارزار و جالیز و جزر و شلغم و پیاز و سیر و تره و دیگر خضریات. (تاریخ قم ص ۱۱۲). || کنایه از ترکاری و ترها. (آنندراج) (غیاث اللغات). جِ خضری چون حبلیات که جِ حبلی است.
[ خُ ری یا ] (اِخ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر. واقع در ۶۴هزارگزی شمال خاوری شادگان و شش هزارگزی جنوب راه اتومبیل رو شادگان به هندیجان. این دهکده در دشت قرار دارد با آب و هوای گرمسیری. آب آن از چاه و محصول آنجا غلات است. شغل اهالی زراعت و حشم داری و راه آن در تابستان اتومبیل رو می باشد. ساکنان آن از طایفهٔ عساکره است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ خُ ری یا ] (اِخ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در ۴۲هزارگزی جنوب باختری اهواز، کنار راه آبادان به اهواز. این دهکده در دشت قرار دارد با آب و هوای مناطق گرمسیری و ۳۴۴ تن سکنه. آب آن از چاه و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت است. راهش در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان آنجا از طایفهٔ حوشیه اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «خضریات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید