معنی خضرلو
6 بازدید
[ خِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه. واقع در هشت هزارگزی جنوب خاوری عجب شیر و یک هزاروپانصدگزی باختر شوسهٔ مراغه به آذرشهر. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۱۲۸۱ تن سکنه که آب آن از قلعه چای و چشمه و محصول آنجا غلات، کشمش و بادام می باشد. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنجا جاجیم بافی و راهش ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خِ ] (اِخ) نام محلی است کنار راه تبریز و مراغه میان خانبان و شورکول در یکصدویک هزارگزی تبریز. (یادداشت بخط مؤلف).[ خِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو. واقع در پنج هزارگزی جنوب باختری سیه چشمه. از سیه چشمه تا قریه، راه ارابه رو وجود دارد. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری می باشد. صنایع دستی آن جاجیم بافی و راهش ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره قویون بخش حومهٔ شهرستان ماکو. واقع در پنجاه هزارگزی جنوب خاوری ماکو و پنج هزارگزی شمال شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۳۶۰ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی آن زراعت و گله داری می باشد. صنایع دستی آن جاجیم بافی و راهش شوسه است. این ده در دو محل نزدیک هم بنام خضرلوی بالا و پایین قرار دارد و سکنهٔ خضرلوی پایین ۱۴۰ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «خضرلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر