معنی خصومت

معنی خصومت

6 بازدید
[ خُ مَ ] (ع اِمص) عداوت. دشمنی. منازعة. نبرد. جنگ. (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). مُلازَّه لِزاز. (یادداشت بخط مؤلف): این قوم که حدیث ایشان یاد می کنم سالهای دراز است تا گذاشته اند و خصومتها بقیامت افتاده است. (تاریخ بیهقی). با شصت ودو سالم خصومت افتاد. ناصرخسرو. از قبل خشک ریش با همگان روز و شب اندر خصومت و جدلی. ناصرخسرو. و عقل من چون قاضی مزور که حکم او در یک حادثه بر وفق مراد هر دو خصم نفاذ یابد، لاجرم خصومت منقطع شود. (کلیله و دمنه). خصومت خیزد و آزار و آنگه مردمان گویند که آن بی عقل را بینید که چون با باد می کوشد. خاقانی. چون در کشتی نشست، با یکی از همگنان با سببی از اسباب خصومت آغاز نهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). گردن و گوشی ز خصومت بری چشم و سرینی بشفاعتگری.نظامی. گفت پیغمبر که هستند از فنون اهل جنت در خصومتها زبون.مولوی. بخت پیروز که با من بخصومت می بود بامداد از در من رقص کنان بازآمد. سعدی (بدایع). با آنکه خصومت نتوان کرد بساز دستی که بدندان نتوان برد ببوس.سعدی. || داوری. (مهذب الاسماء) (یادداشت بخط مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «خصومت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید