معنی خصوم
5 بازدید
[ خُ ] (ع اِ) ریشه. (منتهی الارب). || اصلها و دهنه های وادی. || جِ خَصم. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد): آنچه شیر برای تو می سگالد، از این معانی که بشمردی چون تضریب خصوم نیست. (کلیله و دمنه). بر تراکم حوادث و تزاحم افواج خصوم و تلاطم امواج هموم تغافل و تخاذل پیشه ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «خصوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر